ریاست محترم شعبه .... دادگاه تجدیدنظر
با سلام و احترام
در خصوص پرونده کلاسه ۱۴۰۳................۲۷۹، موضوع تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره ۱۴۰۴................۷۵۵ مورخ ۱۴۰۴/...../۲۸ صادره از شعبه «الف» دادگاه عمومی حقوقی شهرستان «ب»، که وقت رسیدگی آن به موجب ابلاغیه شماره ۱۴۰۵................۸۸۰ مورخ ۱۴۰۵/...../۰۳ برای روز ۱۴۰۵/...../۱۹ ساعت ۹:۳۰ در آن شعبه محترم تعیین گردیده است، ضمن تأکید بر مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی تقدیمی، اهم جهات اعتراض به شرح زیر جهت مزید استحضار آن شعبه محترم تقدیم می‌شود:
۱- ارزیابی ناقص ادله و استناد صرف به یک آزمایش مقطعی
دادگاه بدوی تحقق عسر و حرج را صرفاً بر اساس منفی بودن یک آزمایش منتفی دانسته است؛ در حالی که مطابق صفحه ۲۹ پرونده، پاسخ رسمی مرکز ترک اعتیاد، مصرف متادون زوج را مثبت اعلام نموده است.
همچنین زوج سه مرتبه در مراکز ترک اعتیاد بستری شده و علاوه بر آن، مطابق صفحات ۶ تا ۱۰ پرونده سابقه بستری در بیمارستان «الف» به علت مصرف مواد صنعتی نیز محرز است.
مجموعه این مستندات بیانگر سابقه اعتیاد و عود مکرر آن بوده و استناد به یک آزمایش مقطعی، بدون ارزیابی سوابق مذکور، استنباطی ناقص از محتویات پرونده محسوب می‌شود.
۲- عدم توجه به اقرار زوج نسبت به اقدام به خودکشی
مطابق صفحه ۲۱ پرونده، زوج صراحتاً به اقدام به خودکشی با مصرف قرص اقرار نموده است.این موضوع، صرف‌نظر از علت وقوع آن، بیانگر بی‌ثباتی شدید روانی بوده و به طور متعارف موجب ایجاد نگرانی و ناامنی مستمر برای زوجه می‌شود.با وجود اهمیت این موضوع، دادگاه بدوی هیچ ارزیابی مستقلی از آثار آن بر امکان ادامه زندگی مشترک ارائه ننموده است.
۳- برداشت نادرست از مفهوم عسر و حرج
مطابق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، ملاک تحقق عسر و حرج، غیرقابل تحمل بودن ادامه زندگی مشترک است، نه صرف نتیجه یک آزمایش در یک روز مشخص.
هنگامی که سابقه اعتیاد، عودهای مکرر مندرج در صفحه ۲۹، بستری ناشی از مصرف مواد صنعتی در صفحات ۶ تا ۱۰ و اقدام به خودکشی مندرج در صفحه ۲۱ پرونده احراز شده است، خوف عقلایی از تکرار رفتارهای پرخطر و بازگشت اعتیاد، امری طبیعی و قابل پیش‌بینی است.
۴- رفتارهای متعارض زوج در دعاوی خانوادگی
زوج پس از اطلاع از دادخواست طلاق، ابتدا دعوای فسخ نکاح مطرح نمود که به موجب دادنامه قطعی شعبه «ب» دادگاه تجدیدنظر استان «الف»، منعکس در صفحه ۴۵ پرونده، مردود اعلام گردید.
سپس دعوای الزام به تمکین مطرح نمود که آن نیز به موجب دادنامه صادره از شعبه «ج» دادگاه خانواده شهرستان «د» با صدور حکم بطلان خاتمه یافت و دادگاه در رأی خود به فقدان علاقه و الفت میان زوجین تصریح کرده است.
این اقدامات متعارض، بیانگر بی‌ثباتی رفتاری زوج و عدم امکان استقرار یک زندگی مشترک متعارف است.
۵- استناد غیرمرتبط به سوابق ازدواج زوجه
دادگاه بدوی در استدلال خود به سوابق ازدواج‌های پیشین زوجه استناد نموده است؛ در حالی که عسر و حرج باید بر اساس وضعیت فعلی زندگی مشترک احراز شود و سوابق ازدواج پیشین زوجه هیچ‌گونه ارتباطی با موضوع دعوا و شرایط مقرر در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ندارد. این بخش از استدلال دادگاه، خروج از موضوع رسیدگی محسوب می‌شود.
۶- عدم ارزیابی مجموع ادله و قرائن پرونده
دادگاه محترم بدوی به جای ارزیابی مجموعه قرائن، هر یک از دلایل را به صورت منفرد بررسی کرده است.
در حالی که سه نوبت بستری در مراکز ترک اعتیاد، مثبت بودن تست متادون (صفحه ۲۹)، بستری ناشی از مصرف مواد صنعتی (صفحات ۶ تا ۱۰)، اقرار زوج به اقدام به خودکشی (صفحه ۲۱)، نظریه داور مبنی بر وجود اختلافات مکرر (صفحه ۳۴)، رد قطعی دعوای فسخ نکاح (صفحه ۴۵) و همچنین دادنامه قطعی بطلان دعوای تمکین، در کنار یکدیگر وضعیتی ناپایدار، پرتنش و مشقت‌بار را ترسیم می‌کنند که عرفاً ادامه زندگی مشترک را برای زوجه غیرقابل تحمل می‌سازد.
۷- بذل بخش عمده مهریه، مؤید شدت مشقت
تجدیدنظرخواه در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۴/...../۲۰ اعلام نموده است که صرفاً ده سکه از مهریه را مطالبه کرده و مابقی مهریه و سایر حقوق مالی خود را در قبال طلاق بذل می‌نماید.
هرچند بذل مهریه به تنهایی دلیل تحقق عسر و حرج نیست، اما در کنار سایر مستندات پرونده، قرینه‌ای روشن بر شدت کراهت، مشقت و عدم امکان ادامه زندگی مشترک محسوب می‌شود.
با عنایت به مراتب فوق، مستندات مضبوط در صفحات ۶ تا ۱۰، ۲۱، ۲۹، ۳۴ و ۴۵ پرونده، دادنامه قطعی مربوط به دعوای تمکین، مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی تقدیمی و مقررات ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، رأی معترض‌عنه از حیث ارزیابی ادله، استنباط قضایی و تطبیق مقررات قانونی واجد ایراد اساسی بوده و شایسته نقض است.
لذا از آن شعبه محترم تقاضا می‌شود ضمن نقض دادنامه معترض‌عنه، نسبت به رسیدگی ماهوی و صدور حکم بر پذیرش دعوای طلاق به درخواست زوجه به لحاظ تحقق عسر و حرج، اوامر شایسته صادر فرمایند.
با تشکر و تجدید احترام
وکیل تجدیدنظرخواه